
عشق و زندگي و محبت
|
شب تير است و امشب ماه تير است. چرا ماهم نمي آيد مگراز ما دور است. چنان خرسندم از مهرش كه گويي حال پروازم. چنان بي تابم ازدوريش كه گويي درقفس چون مرغ افتادم. بهاري و گلي هم گرمي عشق. تو قلبي وميان قلبي از عشق. تو آن چشمي كه بيند كهكشانها. همان نوري كه با عشق است زيبا. تو اي همدمنشين دل كه من بي تو توانم نيست. به اميدتو مي مانم ولي ديگر امانم نيست. نورمحمد عالمشاهی(نغمه) | |
عشق يعني سرزمين پاك من
عشق يعني لحظه بيداد من
عشق يعني ليلي و مجنون شدن
عشق يعني وامق و عذرا شدن
عشق يعني مسجد الاقصي من
عشق يعني كودك فرداي من
عشق يعني كلبه دل ساختن در قمار زندگي جان باختن
عشق يعني چشمهاي پر ز خون درد و غم يكجا بهم آميختن
عشق يعني دردهاي بيشمار گريه كردن, سوختن, افروختن
عشق يعني كعبه اسرار من
عشق يعني مخزن الاسرار من
محمد رضا حسینیان(نغمه)

بعد از مرگم، انگشتهاي مرا به رايگان در اختيار اداره انگشتنگاري قرار دهيد.
عبور هرگونه کابل برق، تلفن، لوله آب يا گاز از داخل گور اينجانب اکيدا ممنوع است.
پزشک قانوني روح مرا کالبدشکافي کند، من به آن مشکوکم مواظب باشيد به تابوت من آگهي تبليغاتي نچسبانند.
شماره تلفن قبر مرا به دختران بيکار ندهيد.
گواهينامه رانندگيم را به آدم مستحق بدهيد، ثواب دارد.
کله مرغ براي سگها يادتون نره گناه دارن گشنه بمونند.
در مجلس ختم من گاز اشکآور بزنيد تا همه به گريه بيفتند.
التماس ميکنم کفنم را از يک پارچه مارکدار انتخاب کنيد تا جلوي آدمهاي که تازه به دوران رسيده کم نياورم.
چون تمام آرزوهايم را به گور ميبرم، سعي کنيد قبر مرا بزرگ
بسازيد که جاي آنها تنگ نباشد .

