تبليغاتX
محبت

محبت

عشق و زندگي و محبت

عشق چیست؟ ازدواج چیست؟

شاگردی از استادش پرسيد: عشق چست؟

 استاد در جواب گفت: به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچينی!

شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت.

 استاد پرسيد: چه آوردی؟

 و شاگرد با حسرت جواب داد: هيچ!

 هر چه جلو ميرفتم، خوشه های پر پشت تر ميديدم و به اميد پيدا کردن پرپشت ترين، تا انتهای گندم زار رفتم .

استاد گفت: عشق يعنی همين!

شاگرد پرسيد:  پس ازدواج چيست؟

استاد به سخن آمد که : به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور. اما به ياد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی!

شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت . استاد پرسيد که شاگرد را چه شد و او در جواب گفت: به جنگل رفتم و اولين درخت بلندی را که ديدم، انتخاب کردم. ترسيدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالی برگردم.

استاد باز گفت: ازدواج هم يعنی همين!!

+ نوشته شده در  جمعه 1384/07/29ساعت 21:47  توسط STJ  | 

من و یاد تو

بـــر مـاسه هـا نوشتـــم

دریـــای هستـــــــی من

از عشق توست سرشار

این را بـــــه یاد بسپـــــار

یک نفر ...

   یک جایی ...

تمام رویاهاش لبخند توست ...

و زمانی که به تو فکر می کنه ...

....احساس می کنه که زندگی واقعا با ارزشه ....

پس هر گاه احساس تنهایی کردی ...

این حقیقت رو به خاطر داشته باش ...

...یک نفر....

...یک جایی ...

....در حال فکر کردن به توست ....

 

+ نوشته شده در  جمعه 1384/07/29ساعت 21:43  توسط STJ  | 

هر گز نخواستم كه تورو با كسي قسمت بكنم

هر گز نخواستم كه تورو با كسي قسمت بكنم

يا

حتي از تو با خودم يه لحظه صحبت بكنم

هر گز نخواستم كه به داشتن تو عادت بكنم

بگم فقط ماله مني به تــو جسارت بكــنم

انقدر ظريفي كه با يك نگاه هرزه ميشكني

       اما تــــو خلوت خودم تنـها فقط ماله مني

هر گز نخواستم كه به داشتن تو عادت بكنم

بگم فقط ماله مني به تو جسارت بكنم

    ترسم اينـــه كه رو تنت

    جـايه نگـاهم بمــــونه

   يا رويه تیشه ي چشـات

  غبــــار اهــم بمــونه

تو پاكو ساده مثل خواب                           حتي با بوسه مي شكني

شكل همه آرزو هام            تجسم خوابه مني

حتي با اينكه

هيچ كس مثل من عاشق تو نيست

پيش تو آينه ي چشام

حقيره

لايق تو نيست

هر گز نخواستم كه به داشتن تو عادت بكنم

بگم فقط ماله مني به تو جسارت بكنم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/07/21ساعت 20:7  توسط STJ  | 

عشق

عشق

خيس شدن دو دلدار زير باران نيست

عشق

اين است كه من چترم را روي دلدار بگيرم

و او نبيند

نبيند و هرگز نداند

چرا در زير باران خيس نشد؟؟

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/07/12ساعت 23:37  توسط STJ  | 

نگاه

دويدم نور اميدی ز نگاهـت گيـرم

مستی زندگی از چشم سياهت گيرم

 

هر نگاهت به تنــم آتش تب ميريزد

بوسه ای ده که بدين شعله گواهت گيرم

 

هر زمان می دهدم چشم تو پيغام وصال

وين پـيام از نـگه گاه به گاهت گيــرم

 

گل لب را به نسيم سخنی رنجه مـدار

که هزاران خبر از طرز نگاهت گيرم

 

می روی در شب ظلمانی ام , اما مشتاب

تا من از اشک , چراغی سر راهت گيرم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/07/12ساعت 23:32  توسط STJ  | 

قاصدک

رسان ای قاصدک پیغام جانم

به زیــبا دخــتر شیرین زبــانم

بگو مهرت به جانم لانه کرده

فراقت روزگارم تیره کرده

بگو گر چه شبانه ما سیاه است

قوی کن دل سحر دیگر به راه است

نوشتی خیره بر راهم نشتی

بدین نامه وجودم را شکستی

به قلب پاکت ای فرزانه یارم

که من هم حسرت دیدار دارم

خدا آگه به این اندوه راز است

خودش هم درد ما را چاره ساز است

به امیدی که بینم رویه ماهت

به ایزد می سپارم قلب پاکت

polis_asheg_110@yahoo.com

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/07/12ساعت 0:56  توسط STJ  | 

اعتراف

باشد اینبار نگاهم به نگاه تو بیفتد

 

به جزازعشق نگویم

و گلی سرخ

به دستان تو تقدیم کنم

و همان حس غریبی

که زبان جرات وصف و

قلمم قدرت رسم کلماتش نتواند

که همان شور عجیبی است

که از دیدن چشمان تو

آشفته کند

قلب و نهانم

به تو تقدیم کنم

 

 polis_asheg_110@yahoo.com

+ نوشته شده در  شنبه 1384/07/09ساعت 0:1  توسط STJ  | 

زنده ام با ياد تو

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/07/07ساعت 1:4  توسط STJ  | 

بيا كه دلم برات تنگه

 قسم به جاودانگي                        قسم به شور عاشقي

قسم به غمهاي دلت كه مثل يك شقايقي

قسم به اون تار موهات                                       قسم به اين ترانه ها

قسم به چشمه چشات                 به ا شك بي بهــانه ها

قسم به آبيِ صدات ، به اون صداقت نگات

قسم به اون دلايي كه عاشقونه مي شن فدات

قسم به مهتابيِ شب        قسم به هرچي هوسه        قسم به هرچي راه دور

قسم به هرچي نفسه                 قسم به تك خداي عشق

قسم به كعبه دلت                                  قسم به واژه هاي من

به خوبي هاي باطنت قسم به هرچي تو بگي

حتي به اين دوباره ها دوسِت دارم عزيزكم ، اندازه ستاره ها

قسم به اين مسافرا كه خسته از راه مي رسن به اين دلاي شيشه اي كه بي بهونه مي شكنن

قسم به روزگار پير                قسم به جادوگر بد

قسم به جادوگري كه از تو كتابا مي اومد

قسم به آسمون شب                    قسم به اين دلاي تنگ

 قسم به سرماي زمين

به اين همه چشماي سنگ

قسم به اسم تو كه هست اسم شبِ اين در به در چقدر دلم تنگه برات

بيا که دیگه طاقت دوری ندارم

 

دوستت دارم تا ابد تا بي كران

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/07/06ساعت 23:51  توسط STJ  | 

در آرزوی تو

polis_asheg_110@yahoo.com

 

همیشه اينرا شنيده ايم که بزرگی هر فرد به بزرگی آرزو های اوست

اما من هرگز هیتلر را مرد بزرگی نمی دانم

                 با آرزوی داشتن جهانی نا محدود

اما گاندی را ...

    آری او را مرد بزرگی می دانم

                 با آرزوی داشتن حقی کوچک از جهانی نا محدود ...

  و خود را بزرگتر

        در آرزوی تو ......

 

+ نوشته شده در  جمعه 1384/07/01ساعت 1:24  توسط STJ  | 

خواب

می خواهم تو را در خواب ببینم.
بیشتر می خوابم تا
تو را

بیشتر در خواب ببینم...
اگر بدانم
مردگان نیز خواب می بینند

.......می میرم.......

تا تو را همیشه در خواب ببینم

polis_asheg_110@yahoo.com

+ نوشته شده در  جمعه 1384/07/01ساعت 1:12  توسط STJ  | 

چرا خانه کوچک ما سيب نداشت ؟؟؟؟

تو به من خنديدی
و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسايه
سيب را دزديدم

باغبان از پی من تند دويد
سيب را دست تو ديد
غضب آلوده به من کرد نگاه
سيب دندان زده از دست توافتاد به خاک

و تو رفتی و هنوز
سالهاست
که در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تکرار کنان
می دهد آزارم

و من انديشه کنان
غرق اين پندارم
که چرا خانه کوچک ما سيب نداشت ؟؟؟؟

شاعر : حميد مصدق

+ نوشته شده در  جمعه 1384/07/01ساعت 0:48  توسط STJ  |